و من، وقتی که خودم هستم

وقت‌هایی که حرفهایم از ذهنم میچکند

کادو

شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۴،  10:32

بنام رب کریم

اولین چیزی که با کیبورد جدید تایپ کردم چهارتا خ بود : خخخخ ، بجهت اطمینان از اینکه این کیبورد کار می کند.

کیبورد نوم مبارک ! هدیه بود و خیلی چسبید.. چون هدیه دهنده از لابلای حرفهام فهمیده بود که کیبورد لازم دارم..

و حالا این منم، با انگشتانی روی کیبورد که منتظر است تا حجم حرفهای ناگفته اش را فرو بریزد و تایپ کند و تایپ کند...

زمانی دور در سالهای دانشجویی از آنجا که از روش و لحن و مسلک پدرم بابت دادن پول تو جیبی بشدت عصبی شده بودم، تصميم گرفتم کار کنم و چون آن سالها زیاد وبلاگنویسی می کردم، تایپم قوی بود و توی دانشگاه، تحقیق دختری رو برای تایپ قبول کردم. اصلا از نرخ های کار تایپ خبر نداشتم و فقط می‌خواستم به خودم و بابام _ با اینکه هیچوقت نمیخواستم بهش بگم _ثابت بشه که صرفا وابسته به پول توجیبی بخور و نمیر ِ با منتی که میده نیستم. هرچند شاید اون از نگاه خودش منت نمی‌گذاشت و بقول خودش صرفا قصد نصیحت کردن منو داشت...

نرخی که به دختره گفته بودم اونقدر کم بود که خودش شک کرده بود و رفته بود قیمتها رو درآورده بود و مبلغی به دستمزدم اضافه کرد. اون پولِ به زحمت بدست اومده هم خیلی زود مثل همه ی پولهای دیگه خرج شد و شاید چون هیچ وقت پدرم به من جسارت کار کردن و شاغل شدن رو نداد ، شغل های اندکی که در زندگی داشتم به همین تایپ و تدریس خصوصی و یک ماه کار در مهد کودک محدود شد.. چقدر داشتن یک کار پر درآمد و باحال برام رویا بود و چقدر ازش دور موندم...

واقعیت اینه که بمحض اینکه بچه دار میشی، دیگه این فقط خودت نیستی که برای خودت تصمیم میگیري . قلبت که دو یا چند تکه شده و بخشیشو توی وجود اون آدم کوچولوی جدید جا گذاشتی، بهت فرمان میده که : از من دور نشو، لطفا منو تنها نذار، لطفا وقتي برميگردم خونه باش، از دستپخت خودت بهمون بده، اگه نیاز به حموم فوری داشتم، پیشم باش که بتونی حمومم کنی، اگه نیاز به درد دل داشتم ، اگه نیاز به الف و ب و .. ی داشتم ... تو باش!

و برای یه مادری که عاشقانه بچه هاشو دوست داره ، هیچ چیزی سخت تر از این نیست که بالاترین نیاز محبوبش، یعنی خودش رو از محبوب محروم کنه

و اینچنین میشه که من میمونم و اونچه که هم کله از کرمش مرحمت می کنه...

باید تفکرم رو اصلاح و ترمیم کنم؛ باید به خودم بباورونم که اون با دادن خرجکرد به من وظیفه ش رو انجام میده. با اینکه اینو زبانا میگم ولی یه جاهایی اون ته مه ها باورم بهش عمیق نیست...

دلم میخواست دقیق و جزئی تر منظورم رو بیان کنم ولی دارم یخ میزنم! هوا سرده یا من سردمه؟! پاها و پشتم یخ کردن و تمرکزم برای تایپ کم شد..

.

.

برای همه چی شکر تو او‌س‌کریم .

بانو

ابزار حدیث

من از سامانه نوشتاری بحران حمایت می کنم

سامانه نوشتاری بحران

آمارگیر وبلاگ